تصور کنید که شما به تازگی و پس از طراحی سایت فروشگاهی خود، تصمیم گرفته اید، به دنیای فروش آنلاین محصولات الکترونیکی وارد شوید. قصد شما فروش موبایل به صورت آنلاین است، اما از همان ابتدا و با جستجوی عبارتهای کلیدی مربوط به این محصول در گوگل مانند:
با رقبای بسیار بزرگی مانند دیجیکالا، mobile.ir و دیجی آنلاین روبرو میشوید. چطور میخواهید با این سایتهای قدرتمند، که هر کدام ماهانه صدها میلیون تومان برای بازاریابی محصولات و برند خود هزینه میکنند، رقابت کنید؟ و اصلا چطور در میان آنها از بازار فروش محصولات الکترونیکی و موبایل سود مالی به دست آورید؟ جواب این است: نیچ مارکتینگ یا بازاریابی گوشه ای!

نیچ مارکتینگ، بازاریابی گوشه ای، بازاریابی جا ویژه، همگی به یک استراتژی و مفهوم در کسب و کار اشاره دارند: ارائه محصولات و خدمات مورد نظر به بخش خاصی از بازار با بودجه و هزینۀ نسبتا کم. در واقع هدف از نیچ مارکت، انتخاب یک گوشه بازار برای تبدیل شدن به یک شرکت و برند بزرگ است.
بگذارید داستان ابتدای مقاله را ادامه دهیم: به طور مثال شما برای بازاریابی محصولات خود (موبایل)، هزینه ای بالغ بر ماهانه یک میلیون تومان را درنظر گرفته اید. مطمئنا با این هزینه نمیتوانید به جنگ سایتهای معروف بروید و اصطلاحاً پا در اقیانوس قرمز بگذارید. اما اگر به جای فروش تلفن همراه، به فروش قاب تلفن همراه روی بیاورید، چه؟
نیچ مارکتینگ دقیقا همین است، اینکه به جای قرار گرفتن در رقابت با بزرگان یک حوزه کاری، بازار هدف خود را کوچک کرده و سپس در بازار کم رقابتتر و با هزینه و سرمایه کمتر، به فروش محصول بپردازید. پس از ۶ ماه فعالیت در بازار فروش قاب موبایل میتوانید با استفاده از سود به دست آمده از فروش قابها، کسب و کار خود را گسترش داده و در بازار فروش باتری موبایل نیز وارد شده و با دیگران رقابت کنید؛ و همینطور بازار هدف خود را بزرگتر کنید.
در نهایت، با گسترش روزافزون این کسبوکار و با بهره گیری از سود بهدست آمده، به هدف نهایی خود که همان فروش موبایل است، نزدیکتر شده و توانایی رقابت با غولهای این حوزه را به دست می آورید. این دقیقا جادوی بازاریابی گوشه ای یا نیچ مارکتینگ است.
دو نکتۀ مهم:
هدف نهایی در نیچ مارکتینگ، فروش محصول به بازار هدفی خاص و همینطور کاهش رقابت با رقبای بزرگ است. برای رسیدن به این اهداف، راهکار های مختلفی جهت پیدا کردن گوشه بازار مورد نظر وجود دارد. در ادامه انواع نیچ مارکت را با هم مرور میکنیم.

نمونۀ بارز این نوع نیچ مارکت، همان مثال موبایل در ابتدای مقاله است. در این مثال؛ هدفتان فروش محصولات الکترونیکی و موبایل بود؛ اما با توجه به بودجه کم و رقابت بالا در این زمینه، در موضوع دقیقتر شده و در نهایت فروش قاب موبایل را انتخاب کردید. همانطور که مشاهده کردید. اینکه شما تا چه حد به صورت تخصصی وارد بازار شده و موضوع را ریز کنید، معمولا به بودجه و تواناییهایتان بستگی دارد.
به ندرت با نیچ مارکتینگ نسبت به موقعیت مکانی برخورد میکنیم. در این نوع نیچ، نیازهای یک محله، منطقه یا محدودۀ مکانی بزرگتر را در نظر گرفته و سعی میکنیم که برای حل مشکل یا رفع نیاز آنها محصول یا خدماتی را به صورت تخصصی ارائه کنیم.
به طور مثال یک شهرک مربوط به بازنشستگان شرکت نفت را تصور کنید. سن بالای ساکنان شهرک و همینطور درآمد مناسبشان باعث میشود که آنان اغلبِ وعدههای غذایی خود را، از رستوران سفارش بدهند. در عین حال آنها همیشه دقت میکنند که سالم ترین غذاهای موجود در رستوران را انتخاب کرده و از مصرف انواع خوراکی های مضر دوری میکنند.
حالا شما اگر زرنگ باشید، میتوانید یک ایدۀ زیرکانه پیاده کنید: مثلا تأسیس یک رستوران غذاهای گیاهی یا غذاهای ارگانیک که نیاز این افراد را بهتر از هر شخص دیگری برطرف کند.
یکی از بهترین استراتژیها برای ورود به بازار و کسبوکار، انتخاب نیچ بر اساس شرایط بازار هدف است. مطمئنا فعالیت در بازار فروش تبلت، شما را مجبور به رقابت با شرکتهای بزرگی میکند. اما اگر به جای فروش تبلت مناسبِ تمامی افراد، تبلتهای مخصوص دانش آموزان پایه پنجم تا یازدهم را به فروش برسانید، شرایط کاملا متفاوت خواهد بود. این نیچ میتواند در ابعاد دیگری هم باشد. مثلا فروش نرم افزار به جامعه معماران به جای فروش نرم افزار به همه اقشار جامعه (نیچ شغلی).
برای اینکه کاملا متوجه شوید، اجازه دهید به مثالهای دیگری هم اشاره کنیم. مثلا سالنهای زیبایی را در نظر بگیرید که معمولا همۀ کارهای مربوط به آرایش، کاشت ناخن، لیزر ، سلولیت و … را انجام میدهند. اخیرا یکی از سالنهای زیبایی در تهران فقط خدمات مربوط به درمان سلولیت خانمها بعد از زایمان را انجام میدهد. در این گوشه بازار، بهوضوح میتوان بازار هدف مشخص را در نظر گرفت و بهراحتی به هدف زد.
یا یک نمونۀ دیگر از این نوع نیچ مارکتینگ، انتخاب یک بازار هدف مشخص برای کسب و کار است. مثلا تصمیم میگیرید، مربی برندینگ شخصی صرفا برای پزشکان باشید، یا اینکه مربی آموزش بازاریابی اینترنتی برای آرایشگران یا طراحان لباس باشید. این نوع کسب و کارها با اینکه بازار هدف گستردهای ندارند، اما بهدلیل هدفگیری دقیق، قطعا نتیجۀ خوبی میگیرند.
در این نوع از بازاریابی گوشهای، محصولاتی با قیمتهای خیلی بالا یا پایین ارائه میشود. با توجه به قیمت محصولات، بازار هدف محصولات یا خدمات فقط تعداد مشخصی از افراد با همان وضعیت مالی هستند. نمونۀ آن بعضی از برندهای گران قیمت و لاکچری است. مثلا برندهای عطر آمواج (Amouage) و عطر درباری کرید (creed) که محصولات آنها بسیار قیمت بالایی دارند. (اگر در بعضی از سایتهای ایرانی این محصولات را با قیمتهای متوسط دیدید، تعجب نکنید! قطعا نسخه اورجینال محصول نیستند.)
یک نمونۀ دیگر آن، جواهرات گران قیمت تیفانی است که هر کسی از پس خرید آن بر نمیآید. مشتری این محصولات تنها قشر مرفه و خاص جامعه هستند که توان مالی خرید این محصولات را دارند.
تا اینجا به خوبی با مفهوم نیچ مارکتینگ و انواع آن آشنا شدید. قبل از اینکه به سراغ نکات عملی و مراحل و قواعد اجرای این استراتژی برویم، بهتر است نگاهی به مزایای بازاریابی گوشهای داشته باشیم. مواردی که در ادامه مطالعه میکنید، مزیت های داشتن گوشه بازار یا استفاده از نیچ مارکت است.
نفوذ در یک بازار وسیع قطعا کار آسانی نیست و به سرمایه و انرژی زیادی نیاز دارد. اما اگر تمرکزتان را تنها روی گوشۀ کوچکی از بازار معطوف کنید، قطعا با سرمایۀ اندک هم میتوانید کسب و کارتان را راهاندازی کنید و از آن کسب درآمد کنید. مثل بسیاری از کسب و کارهایی را که میبینیم با سرمایۀ خیلی کم از صفر شروع کرده و به جایگاه و درآمد خوبی هم رسیدهاند.
همانطور که در مثالها گفته شد، در بازارهای بزرگ و یا همان اقیانوسهای قرمز، توان رقابت یک کسبوکار نوپا بسیار پایین است. اگر بخواهید وارد یک بازار بزرگ شوید، احتمالا تاب نمیآورید و ریسک شکست را باید بپذیرید. اما با ورود به یک گوشه بازار تخصصی، اقیانوس قرمز به “اقیانوس آبی” تبدیل شده و قدرت رقابت شما افزایش پیدا میکند.
به قول یکی از دوستان که مدرس بازاریابی اینترنتی بیمه (نیچ مارکت بیمه) هستند و مقالهای در زمینه انتخاب بازار هدف دارند، نیچ مارکت قدرت یک لیزر را دارد که میتواند حتی فولاد را هم سوراخ کند. اما در مقابل یک لامپ صدواتی شاید کل اتاق را روشن کند در حالیکه قدرت خاصی ندارد.
شناخت مخاطب، پیش نیاز موفقیت در هر کسب و کار است. تا ندانید، مخاطبان شما دقیقا چه افرادی با چه ویژگیهای مشترکی هستند، از کجا میخواهید نیاز آنها را برطرف کنید؟ شناخت بازار هدف زمان نسبتا زیادی میگیرید. بهاین ترتیب، هر چه تعداد آن کمتر باشد، کارتان سریعتر پیش میروید. این نیز یک برگ برنده برای نیچ مارکتینگ است!
مثلا اگر بازار هدف شما فقط کسب و کارهای زیبایی خانمها باشد، با سر زدن به پیجهای آرایشی، مزون یا طراحی میتوانید به جامعه هدفتان دسترسی پیدا کنید. سپس برای شناخت کامل آنها وقت بگذارید.
میتوان گفت برندترین فروشگاه اینترنتی در ایران، فروشگاه دیجیکالاست و شناخته شدهترین فروشگاه در زمینه فروش موبایل mobile.ir است! این موضوع به دلیل نیچ مارکتینگی است که این فروشگاه اینترنتی در حوزه فروش موبایل انتخاب کرده است. ورود تخصصی به یک زمینه کاری، باعث میشود تا شما در بین مخاطبان آن حوزه سریعا شناسایی شده و تبدیل به یک برند شوید. همینطور این موضوع باعث افزایش سریع اعتماد مخاطبان به شما (البته در صورت وجود کیفیت خدمات و محصولات مناسب) میشود.
سایتهای بزرگی که در این مقاله معرفی کردیم، ماهانه هزینۀ بالایی را صرف سئوی سایت خود روی عبارتهای کلیدی مختلف میکنند. بنابراین رقابت با آنها اصلا کار راحتی نیست؛ اما جالب است بدانید که موتور جستجوی گوگل، به سایتهای تخصصی ارزش بیشتری میدهد. یعنی اینکه شانس شما برای سئو شدن روی کیوردهایی مانند “فروش قاب موبایل” یا “باتری موبایل” زمانی که به صورت تخصصی وارد حوزه آن شده باشید، بسیار بیشتر از سایتی مثل دیجی کالاست.
تصور کنید که شما قصد ورود به بازار فروش کیف را دارید. با کمی تحقیق در بازار و همینطور مطالعه این مقاله و اطلاع از استراتژی بازاریابی گوشهای، تصمیم میگیرید تا به صورت تخصصی کیفهایی برای مادران دارای فرزند 1 تا 3 ساله را بفروشید. مطمئنا با انتخاب این گوشه از بازار هدف بعد از مدتی میتوانید خوب بفروشید؛ اما یک سؤال! آیا شما مزیتی نسبت به دیگر رقبای بزرگتر خود دارید که مشتریان را مجاب کند که ترجیحا از شما خرید کنند؟
شما برای افزایش فروش به یک یا چند مزیت رقابتی نیاز دارید. مثلا ارائه کیفهایی که علاوه بر دارا بودن تمامی ویژگیهای یک کیف معمولی، یک قسمت اضافه برای قرار دادن وسایل نوزاد را در خود دارد. همینطور میتواند، مزیتی در زمینه قیمت، کیفیت، خدمات ارزش افزوده (پیک رایگان، ارائه محصول رایگان، پشتیبانی و…) یا دیگر موارد باشد.
با مطالعه مقاله تا به اینجا، اطلاعات بسیار خوبی دربارۀ نیچ مارکتینگ پیدا کردهاید؛ اما احتمالا هنوز دانش کافی در مورد اجرای آن را ندارید. خب حالا، نوبت به اجرای بازاریابی جاویژه رسیده است. در ادامه قدمهای پیادهسازی بازاریابی گوشه ای را با هم مرور میکنیم.
در قدم اول باید حوزه فعالیت خود را انتخاب کنید. ببینید که قصد دارید در کدام زمینه به فروش محصولات و خدمات بپردازید. سپس گوشه بازار هدف خود را پیدا کنید. در این مرحله، میتوانید با توجه به سرمایه، وضعیت بازار و توانمندیهایتان، یک بخش حاشیهای از بازار را برای مخاطب هدف خود انتخاب کنید. همینطور بهتر است بار دیگر بخش “انواع نیچ مارکتینگ” را مطالعه کرده تا انتخاب دقیقتری داشته باشید.
پیشنهاد میکنیم، نیمنگاهی هم به موضوع مزیت رقابتی داشته و وارد حوزهای شوید که تا به حال فعالان آن نتوانستهاند به خوبی نیاز مشتریان را رفع کنند.
در بازار انتخاب شده تحقیق کرده، رقبا را مشاهده و قدرت آنها را بررسی کنید. رقبای شما ممکن است فروشگاههای بزرگ باشند، یا اینکه مغازههای کوچکی باشند که مانند شما اقدام به نیچ مارکتینگ کردهاند. نکته مهم این است که اگر در زمان تحقیق بازار، رقیب خاصی برای خود پیدا نکردید، باید بار دیگر به حوزه انتخاب شده نگاهی داشته باشید!
ممکن است محصول یا خدمت مورد نظر شما واقعا مشتری و مخاطبی نداشته باشد. به طور مثال فروش قاب موبایل به دختران ۸ تا ۱۴ سال احتمالا یکی از نیچ های بیش از حد تخصصی شده است که نمیتواند موفقیت مناسبی در بازار داشته باشد. بنابراین در مرحلۀ تحقیق بازار، باید ببینیم که کدام بخش از بازار بهترین گوشه را برای ورود ما فراهم میکند و در کوتاهترین زمان درآمد بیشتری را نصیب ما میکند.
مثلا اگر انتخاب افراد فعال در کسب و کارهای زیبایی بهعنوان گوشه بازار هدف درآمد خوبی در پی دارد؛ چون این افراد حاضرند هزینۀ زیادی بپردازند.
در قدم سوم باید جامعه هدف خود را شناسایی کنید. ببینید که مخاطبان شما بیشتر در کدام شبکههای اجتماعی حضور دارند؟ به چه کانال و پیجهایی سر میزنند؟ کدام سایتها را بررسی میکنند؟ یا مثلا برای خرید به کدام مناطق شهر میروند؟ چه علاقمندیها و اولویتهایی دارند و بسیاری از اطلاعات دیگر. مجموعۀ این اطلاعات در شناخت مخاطب به شما کمک زیادی میکند؛ چون تا او را نشناسید، نمیتوانید جذبش کنید.
]]>البته بازاریابی حسی فقط در همین چند مورد خلاصه نمیشود و برای انجام آن باید اطلاعات کافی داشته باشیم. اگر آن را درست انجام دهید، خیلی راحتتر میتوانید مشتری را رام خودتان کنید تا از شما خرید کند. بازاریابی حسی هم مثل روانشناسی مشتری یکی از بحثهای داغ و جذاب برای افزایش فروش است. امروز در این بازار رقابتی، دیگر تبلیغات قدیمی پر زرق و برق به تنهایی جواب نمیدهد؛ باید راهی به قلب و ذهن مشتری پیدا کنید.
در این مقاله قصد داریم، بعد از یک تعریف کوتاه در مورد این مفهوم، تکنیک های واقعی بازاریابی حسی را در اختیارتان بگذاریم، تا با مطالعه آن، تغییرات جذابی در کسبوکار فیزیکی یا آنلاینتان به وجود بیاورید. همینطور در ادامه 3 نمونه واقعی از بازاریابی حسی از شرکتها را به شما نشان میدهیم.

چند سال پیش “فیلیپ کاتلر” پیش بینی کرد؛ بازاریابی در آینده، بر خلاف امروز فقط روی “تجربه احساسی” مخاطبان تمرکز دارد. یعنی تصمیمات انسان نه از روی منطق و تفکر، بلکه از روی احساسات گرفته میشود. سال ها بعد “خانم کریشنا” این تئوری و موضوع را کمی گسترش داد و با اضافه کردن 5 حس از جمله:
نام آن را “بازاریابی حسی” گذاشت. او در این باره میگوید: «هر نوع تبلیغی که بتواند احساسات مشتری را تحریک و روی آن تأثیر بگذارد، یک بازاریابی حسی است.»
به تعریف دیگر:
بازاریابی حسی فرآیندی است که در آن سعی میکنیم، روی یک یا چند حس مشتری تأثیر گذاشته تا احتمال خریدش را افزایش دهیم. همینطور این فعالیتها میتواند با هدفهای دیگری مثل رضایت بیشتر مخاطب، برندسازی و… انجام شود، که باز هم همگی در نهایت به همان فروش بیشتر منجر میشوند.
حالا ببینیم در عمل چطور باید بازاریابی حسی را انجام دهیم:
جالب است بدانید، که تحقیقات در مورد بازاریابی حسی در یک هایپر مارکت نشان داد، صدای پخش آهنگ روی سرعت خرید مشتریان تأثیر دارد! در یک تحقیق دیگر هم محققان توانستند، با به کارگیری مواردی مثل آهنگ و بوی خوش، فروش یک رستوران را تا 40 درصد افزایش دهند… البته این آمار به این معنی نیست که از فردا در فروشگاه خودتان یک ضبط صوت بزرگ قرار دهید و برای مشتریان آهنگهای کلاسیک پخش کنید. قصدم از بازگو کردن آنها فقط نشان دادن “اهمیت بازاریابی حسی” در ذهن شما بود. (امیدوارم به هدفم رسیده باشم!) خب به سراغ اولین تکنیک برویم:
کاری ندارم صاحب یک فروشگاه سوپر مارکت در حومه شهر هستید، یا یک سایت فروشگاهی بزرگ با فروش چند ده میلیونی در ماه، اگر میخواهید از بازاریابی حسی برای افزایش فروش استفاده کنید، باید به مخاطبان خودتان نزدیک شوید. فرد باید بعد از ورود به فروشگاه، با شما و برندتان احساس نزدیکی و صمیمت کند و هنگام خروج لبخند روی لب داشته باشد.
در ضمن، برای ارتباط صمیمی با مشتری، حتما نیاز نیست از نزدیک او را ببینید؛ حتی در کسب و کارهای اینترنتی هم میتوانید ارتباط خوبی برقرار کنید.
این صمیمت از راههای مختلف ایجاد میشود؛ مثلا پیشنهاد محصول، طبق سلیقه و نظر او، که قبل از آن باید شناخت کافی از مشتری پیدا کرده باشید. یا اینکه دادن هدایای تبلیغاتی هرچند کوچک، تخفیف دهی به آنها؛ یا برقراری ارتباط با مشتری از طریق شبکههای اجتماعی یا پیامک یا تلفن.
استفاده از حس بویایی برای بازاریابی حسی یک تکنیک حساس و مهم است که باید با دقت بالا انجام شود. یک رایحه خوش که از چند متری فروشگاهتان به مشام مخاطب میرسد، تأثیر مناسبی روی ذهن او در مورد شما و برندتان و حتی افزایش فروش دارد. مثلا فروشگاه victoria secret سالهاست که از رایحه وانیل، استفاده میکند و این رایحه را به یکی از عنصرهای برندش تبدیل کرده است.
یک نمونۀ دیگر آن، بوی خاص لباسهای اسپورت آدیداس بود، که یکی از دلایل خرید خودم ب شخصه همین موضوع بود!
متأسفانه استفاده از رایحه برای کسبوکارهای اینترنتی قابل انجام نیست؛ اما میتوانید یک رایحه برای هدایای تبلیغاتی خود که برای مشتری میفرستید، در نظر بگیرید. بعد از مدتی، مشتری متوجه تعلق این رایحه به برند شما میشود و در خاطرش میماند.
آهنگهای ملایم فقط برای پخش در کافی شاپها نیستند. حتی شما میتوانید از یک لیست پخش موزیک در فروشگاه اینترنتیتان هم استفاده کنید. خیلی از مدیران وبسایتها، از آهنگ در سایت خود برای افزایش احساس خوب مخاطب و در ادامه افزایش زمان ماندگاری آنها در سایت استفاده میکنند. البته این موضوع بسیاری از کاربران را ممکن است آزار دهد.
یک بار دیگر پیشنهاد میکنم در انتخاب موزیک چه در کسبوکار آنلاین و چه فیزیکی، دقت لازم را به خرج بدهید و سلیقه مخاطبان را در نظر بگیرید. مثلا مشتریان یک فروشگاه لوازم اسپورت با مشتریان آثار هنری کاملا متفاوت است. حالا اگر جای این دو را عوض کنیم، چه حسی به مخاطب دست میدهد؟
تاکنون با ورود به فروشگاه در ویترین این جمله را روی اجناس دیدهاید: “لطفا دست نزنید!”
دیدن این جمله چقدر حالتان را گرفته است و از خرید منصرف شدهاید؟ جالب است انسان قبل از خرید، تمایل دارند محصول را هر چه که باشد، حتی یک مجسمه، لمس کنند. چون مشتری از نظر ذهنی به آرامش میرسد و ریسک ذهنی آنها برای پرداخت پول را کاهش میدهد. بنابراین سعی کنید محصولاتی را به عنوان نمونه در دسترس مخاطب قرار دهید تا بتواند با آنها رابطه برقرار کرده و حتی احساس داشتنش را تجربه کند.
البته اگر یک فروشگاه اینترنتی دارید شاید نتوانید به خوبی این موضوع را قبل از خرید رعایت کنید، اما با ارسال بسته بندی محکم، کارت ویزیت ضخیم و نرم و… میتوانید باعث ایجاد احساس بهتر به برندتان از طریق حس لامسه شوید.
شاید با مطالعه 4 تکنیک بالا، تصور کنید حس بینایی در بازاریابی حسی بی ارزش است! در حالی که بینایی یکی از قدرتمندترین حواس 5 گانه است و با بیتوجهی به آن میتوانید به خوبی تمامی زحماتتان در مورد این نوع بازاریابی را به باد بدهید. یادتان باشد هنوز هم مخاطب بیشتر از آنکه با بوی رایحه خوش ترغیب به ورود به فروشگاه شود، به ظاهر و ویترین آن توجه میکند. مثلا یک بسته بندی جذاب میتواند، مشتری را ترغیب به خرید کند.
علاوه بر فروشگاه فیزیکی، ظاهر در فروشگاههای اینترنتی هم اهمیت بالایی دارد. مثلا در کسبوکارهای طراحی سایت و سایتسازها که زمینه فعالیت کاری شرکت ما هم هست، زیبایی سایتی که قرار است خدمات طراحی را ارائه کند، برای مشتریان بسیار اهمیت دارد.
همین موضوع باعث شده که ما میلیونها تومان صرفا برای طراحی رابط کاربری (حس بینایی) سایتمان هزینه کنیم و مطمئن شویم که همه چیز در اینجا همانطوری است که مخاطب میخواهد و حتی بیشتر از آن.
بعد از آن هم این استانداردهای طراحی حرفهای را روی سیستمهای سایت ساز و فروشگاهی پرتال پیاده کردیم تا مشتریان ما بتوانند از همان روز اول با قدرت تمام و با سایتی حرفهای شروع به فعالیت کنند. میتوانید به نمونه قالبهای پرتال نگاهی بیندازید.
خب تا اینجا در مورد مفهوم کلی و برخی از جزئیات بازاریابی حسی اطلاعات مفیدی دریافت کردیم. بد نیست مثالهایی واقعی بزنیم تا کامل متوجه موضوع شوید:
همانطور که در ابتدای مقاله هم گفتم، قرار است در ادامه در مورد کسبوکارهای بزرگی که در حال حاضر از بازاریابی حسی استفاده میکنند، صحبت کنم. با مطالعه ادامه این مطلب متوجه میشوید قدرت بازاریابی حسی چقدر زیاد است که حتی باعث شده این غولهای قدرتمند هم از آن برای افزایش سود و بهبود تجربه کاربرانشان استفاده کنند. همراه من باشید:

تصویر بالا را ببینید، چه چیزی در آن نظر شما را جلب میکند؟ در این فروشگاهِ اپل، تمامی محصولات روی میز قرار گرفته است، تا کاربران بعد از ورود به مغازه، بتوانند به راحتی با آنها کار و از نزدیک این موضوع را تجربه کنند. البته علاوه بر این موضوع که پیاده سازی بازاریابی حسی از نوع “لامسه” است، به حس بینایی هم در این فروشگاه بسیار توجه شده است. همانطور که میبینید حتی مشاهده این فضا با ترکیب رنگی جالبش از روی عکس هم زیبا و دلپذیر است.
راستی این موضوع را در نمانیدگیهای تلفن همراه یا محصولات دیجیتال در کشور خودمان هم میبینیم. مانند نمایندگی سامسونگ که نمونههایی از جدیدترین گوشیها را روی میز برای استفاده از مشتریان قرار داده است.

استارباکس در سالن سرو قهوه خود تماما به بازاریابی حسی توجه کرده است. از بوی لذت بخش قهوه تازه، تا موزیک ملایم و احساس لمس بسته بندیهای جذاب محصولاتش.
طبق اطلاعاتی که وجود دارد، حتی موزیکهایی که قرار است در یک شعبه استارباکس پخش شود، از طریق دفتر اصلی برای آنها ارسال میشود، این یعنی موزیکهایی هم که در استارباکس میشنوید، از پیش برنامه ریزی شده است.
علاوه بر اینها، طراحی فضای سالنهای شعب استارباکس کاملا خصوصی سازی شده و با استفاده از کاغذ دیواریهای مخصوص انجام میشود. در نهایت بگویم؛ بعد از سفارش قهوه در استارباکس قرار نیست فقط یک قهوه بخورید…

دانکین دونات هم یکی از برندهای موفقی است که به تازگی تمرکز زیادی روی پیاده سازی بازاریابی حسی گذاشته است. همانطور که در تصویر بالا هم میبینید، بستهبندی و رنگبندی زیبای این برند در محصولات غذایی و نوشیدنیشان میتوانند ذهن شما را به خود جلب کند. همینطور به تازگی مدیران این برند به سمت استفاده از حس بویایی و تحقیق روی آن کشیده شدهاند.
به عنوان مثال در یکی از تحقیقاتشان در کره جنوبی، در اتوبوسهای مسافربری زمانی که آهنگ Dunkin Donuts از رادیو منتشر میشد، به طور برنامه ریزی شده، رایحهای از محصولاتشان هم در فضای اتوبوس پخش میشد، این موضوع باعث شد فروش برند آنها در این منطقه 29 درصد افزایش پیدا کند!
همۀ اینها شاید به ظاهر موضوعات ریزی باشد، ولی اگر نتیجه بخش نبود قطعا انجامش نمیدادند!
در نهایت اگر قصد استفاده از بازاریابی حسی در کسبوکارتان را دارید، مراحل زیر میتواند در انجام آن به شما کمک کند:
به تازگی مجبور شدهام، فروشگاه را به منطقۀ دیگری از سطح شهر ببرم. اما متأسفانه اینجا، مثل قبل در معرض گذر مشتری نیست. همین موضوع تعداد مشتری و فروشم را بهشدت پایین آورده است. مشتریان سابق هم این همه راه را نمیآیند.
اخیرا کسب و کارم را راه انداختهام؛ اما هزینه زیادی برای تبلیغات را ندارم!
ماهانه هزینه زیادی را باید صرف اجاره فروشگاه و مالیات آن کنم، با این مقدار فروشی که دارم؛ اصلا برایم بهصرفه نیست.
چند وقت پیش، فروش نسبتا خوبی داشتم؛ تا اینکه همین چند ماه پیش، چند فروشنده دیگر همین حوالی پیدایششان شد و بخشی از مشتریان را بهسمت خود کشاندند.
و مهمتر از همه اینکه:
تا پیش از پیدا شدن این مهمان ناخوانده، یعنی ویروس کرونا، همه چیز خوب بود و فروش نسبتا خوبی از فروشگاه داشتم. اما الان مدتی است که حتی درب مغازه را هم نتوانستهام باز کنم. پس چگونه باید درآمد داشته باشم؟!

پای صحبت بعضی از صاحبان کسب و کار نشستیم. چند مورد از دغدغههایشان را ثبت کردیم. هر کدام بهنحوی از فروش خود ناراضی بودند. بهدنبال راهی بودند، که فروش خود را افزایش دهند یا حداقل به وضع گذشته خود برگردند.
(راستی شما کدامیک از شرایط بالا را دارید؟ اگر موردی غیر از این است، نیز پایین همین مطلب برای ما بنویسید. خوشحال میشویم، بتوانیم به شما کمک کنیم.)
اگر چند سال پیش بود، راهکارهایی که برای افزایش فروش میدادیم، با الان متفاوت بود. مثلا میگفتیم، تراکت پخش کنید، جشنواره فروش برگزار کنید، مدتی تخفیف بگذارید. اما الان اینها جوابگوی افزایش فروشی که میخواهید نیست. شاید بیتأثیر نباشد، اما موقت است!
راهکار مشترکی که برای همۀ این افراد داریم، یک چیز است و آن ورود به دنیای آنلاین است! وقتی میبینید مشتریان سابق هم زیاد به شما سر نمیزنند، احتمالا بخشی از نیازهایشان را از فروشگاههای آنلاین تأمین میکنند. اگر فروشگاهتان در معرض دید نیست، طبیعی است که مشتری زیادی نداشته باشید.
شاید وجود فروشگاهها و کسب و کارهای آنلاینی، مانند دیجی کالا، کار و بار شما را کساد کرده است. احتمالا انبوهی از گله و شکایت هم نصیبشان میکنید. اما آیا واقعا مشکل از آنهاست؟ یا مثلا با گله و شکایت چیزی حل میشود؟!
قطعا خیر! شما چه بخواهید چه نخواهید، ماهیت و نوع کسب و کارها تغییر میکند و نمیتوانید جلوی آن را بگیرید. این شمایید که برای موفقیت بیشتر، باید سعی کنید خودتان را با شرایط سازگار کنید. هر چند این تغییر، به نفع شما هم خواهد بود. چرا؟
وقتی میگوییم، برای افزایش فروش سایت یا فروشگاه اینترنتیتان را راه بیندازید؛ قطعا دلایل قانع کنندهای برای آن داریم. مثلا خودتان کدام یک از اینها را قبول ندارید؟
شک نکنید که همۀ اینها به هدف شما، یعنی افزایش فروش ختم میشود. هر چند به شما حق میدهیم، که در مقابل این تغییر مقاومت کنید؛ چون سالهاست کارتان فروش در بازار سنتی بوده است. اما مقاومت چیزی را عوض نمیکند. پس انرژی و زمانتان را صرف رسیدن به بقیه یا حتی جلو زدن از آنها کنید!

اجازه دهید به یک ماجرا اشاره کنم. چند ماه پیش یکی از آشنایان که صاحب یک فروشگاه لوازم دکوری و کادویی بود، کمی از فروشش ناراضی بود. پرسید بهنظرت روی همۀ محصولات یک تخفیف 30 درصدی بگذارم؟ یا اصلا چطور است، به یکی از پیجهای اینستاگرام پول بدهم تا فروشگاه را تبلیغ کند؟! این شخص حاضر بود برای یک تبلیغ 5 میلیون هزینه کند.
به او گفتم، چرا یک سایت فروشگاهی راه نمیاندازی؟ هم هزینۀ آن کمتر میشود؛ هم اینکه اثر آن موقت نیست. تازه اگر بخواهی میتوانی مدتی دیگر، این مغازه را تعطیل کنی.
نپذیرفت. نظرش این بود که از همان روشهای قبلی هم نتیجه میگیرد. یک جشنواره ویژه شامل 30 درصد تخفیف گذاشت. تا یک هفته فروشگاه پر از مشتری بود. بعد از آن، باز همان آش و همان کاسه!
بالاخره قانع شد که الان دیگر روشهای قدیمی برای افزایش فروش، جواب نمیدهد. با همۀ مقاومتی که برای ورود به دنیای آنلاین داشت، قانع شد این کار را شروع کند.
پیشنهاد میکنم، مقالۀ «آموزش ساخت فروشگاه اینترنتی محصولات هنری» را مطالعه کنید.
این حکایت بسیاری از مدیران، فروشندگان و صاحبان کسب و کار است. چون تا الان در فروش سنتی خوب عمل کردهاند، فکر میکنند از این به بعد هم میتوانند با همین فرمون جلو بروند. شاید شما هم از این دستهاید؛ اما همین که الان تصمیم گرفتهاید، وارد این حوزه شوید، به شما تبریک میگوییم. اما احتمالا نمیدانید از کجا شروع کنید. نگران نباشید، به شما میگویم چه کار کنید.
اگر میخواهید روی فروش محصول فعلیتان کار کنید که خب مرحلۀ اول، یعنی انتخاب محصول را پشت سر گذاشتهاید. پس از این جهت کارتان راحت است. هر چند اگر هم بخواهید محصول دیگری برای فروش اینترنتی انتخاب کنید، باز هم کار سختی نیست.
هر محصولی میخواهید را انتخاب و ترجیحا فقط روی همان یک نوع محصول کار کنید. فروشگاهتان را در شروع شلوغ نکنید. در این صورت، وجود رقبایی مانند دیجی کالا هم تهدیدی برای شما نیست.
خلاصه بعد از انتخاب محصول، نوبت به راهاندازی سایت فروشگاهی میرسد. بهطور کلی، ساخت سایت، سه روش دارد:
1. یا اینکه طراحی سایت را به یک شرکت یا فرد برنامه نویس و متخصص بسپارید، تا صفر تا صد آن را برایتان کدنویسی کند. هزینۀ این روش تقریبا بسیار بالاست.
2. یا اینکه از یک سیستم مدیریت محتوا، مانند وردپرس استفاده کنید. که برای طراحی و مدیریت سایت هم باید آموزش ببینید.
3. سومین و سادهترین روش، ساخت سایت با فروشگاهساز است. در این روش از راهاندازی فروشگاه اینترنتی:
رعایت کردن چندین مورد، کمک میکند که یک فروشگاه بیشتر از فروشگاههای دیگر مشتری جذب کند. مطالعه مقاله «چرا فروشمان چنگی به دل نمیزند؟ (7 دلیل از دست دادن فروش)» به شما کمک میکند مشکلات فروشگاهتان را پید کنید و با رفع آنها، فروشتان بیشتر شود. شناخت به موقع نیازهای مشتری و پاسخ دادن به آنها، تاثیر خیلی زیادی در رونق کسب و کارتان دارد. خیلی از فروشگاهها با رعایت همین مورد توانستهاند مشتریان زیادی را جذب کنند. پس باید نیازهای مشتری را بشناسید و راه حل مناسبی را برای رفع آنها پیدا کنید.
نیاز مشتری در اصل همان چیزی است که مشتری را وادار به خرید میکند. در واقع نیاز مشتری، انگیزه یا حسی است که مشتری را به خرید محصول یا خدمات خاصی ترغیب میکند. مثلا لباس یک نیاز است و مشتریان باید آن را تهیه کنند. حالا مشتری برای رفع این نیاز خود فاکتورهای مختلفی را در نظر میگیرد. قیمت، جنس لباس، کیفیت و برند آن تعدادی از عواملی هستند که در خرید مشتری تاثیر دارند.

ما به عنوان فروشنده باید نیاز مشتری را درست همانطور که انتظار دارد رفع کنیم. یعنی اگر لباس فروشی دارید، باید لباسهایی را عرضه کنید که قیمت، جنس، کیفیت و برند موردنیاز مشتری را داشته باشند. در این صورت مشتری میتواند نیازش را از فروشگاهتان تامین کند و حتما شما را برای خرید انتخاب میکند.
در نتیجه برای فروش بیشتر، باید انواع نیازهای مشتریان را بدانید تا بتوانید آنها را رفع کنید. با این کار مشتریان ترجیح میدهند که از شما خرید کنند. علاوهبر این در مقاله «10 نکته برای افزایش فروش سایت فروشگاهیتان» روشهای دیگری را برای افزایش فروش آموزش دادهایم.
شناخت نیازهای مشتری باعث میشود که زودتر از سایر رقبا این نیازها را رفع کنید. به این ترتیب مشتریان برای رفع نیازشان باید از شما خرید کنند. بگذارید این قسمت را با یک مثال توضیح بدهم. شرکت اپل در مدل جدید گوشیهای خود یعنی آیفون 12، شارژر را از جعبه گوشی حذف کرده است. با این کار یک نیاز جدید در خریداران گوشیهای اپل ایجاد شده است. یعنی نیاز به شارژر! حالا اپل خودش برای رفع این نیاز، شارژرهای آیفون را جداگانه به قیمت 20 دلار میفروشد.
شرکت فرصت طلب شیائومی چند روز بعد از عرضه آیفونهای جدید برای رفع نیاز خریداران این محصول دست به کار شد. این شرکت شارژرهای مخصوصی برای آیفون وارد بازار کرد که تنها 6 دلار قیمت دارند. حالا خریداران آیفونهای اپل میتوانند شارژر شیائومی را با یک سوم قیمت شارژرهای اپل خریداری کنند.

نیازهای مردم همیشه ثابت نیستند و معمولا نیازهای جدیدی در مردم پیدا میشود. پس باید نیازهای ایجاد شده در حوزه فعالیتتان را همیشه زیر نظر بگیرید. تا یک نیاز جدید در حوزه فعالیت شما ایجاد شد باید از آن برای جذب مشتری استفاده کنید. در مرحله اول باید نیازهای مشتری را بشناسید و در نهایت روشهایی را پیدا کنید تا این نیازها برطرف شوند.
شناخت نیازهای مشتری کار راحتی نیست و به بررسی و تحقیق کاملی احتیاج دارد. اول از همه باید راههای پیدا کردن نیاز مشتری را بدانید. برای این کار باید خودتان را جای مشتری بگذارید. با این کار راحتتر میتوانید نیازهای مشتری را پیدا کنید. در کنار این کار روشهای دیگری هم برای پیدا کردن نیاز مشتری وجود دارد که در ادامه آنها را معرفی میکنیم.
شبکههای اجتماعی فضایی هستند که تعداد زیادی از مشتریان شما در آن حضور دارند. پس خیلی راحت میتوانید از آنها برای شناخت نیاز مشتریان استفاده کنید. روشهای مختلفی برای این کار وجود دارد. یکی از این روشها، جستجو در بین پستهای کاربران است. در این روش فقط کافیست هشتگهای مربوط به کسب و کارتان را سرچ کنید تا اطلاعات زیادی در مورد نیاز کاربران پیدا کنید.
توئیتر و اینستاگرام بهترین ابزارها برای بررسی نیازهای مشتریان هستند. مثلا اگر مانتو فروشی دارید، هشتگهای مرتبط با فعالیتتان مثل مانتو، فروش مانتو، خرید مانتو و غیره را جستجو کنید. پستهایی که با این هشتگها منتشر شدهاند، خیلی از نیازهای مشتریان را مشخص میکنند. مثلا خیلی از افراد از مانتوهایی که خریدهاند عکس میگیرند. با دیدن این تصاویر متوجه میشوید که چه نوع مانتویی طرفداران بیشتری دارد.
در اکثر موارد نظرات کاربران به خوبی نیاز آنها را نشان میدهد. به همین دلیل کامنتهای مردم در پیجهای اینستاگرامی مرتبط با فعالیتتان یا پیج رقبا را مطالعه کنید. مثلا اگر فروشگاه اینترنتی در زمینه فروش فرش دارید، در کامنتها به دنبال علاقه مشتریان باشید. وقتی اکثرهای کامنتهای کاربران در شبکههای اجتماعی مربوط به فرش ماشینی است، یعنی این نوع فرش خریداران زیادی دارد. با بررسی دقیقتر پستها و کامنتها، بهتر میتوانید نیازهای مشتریان را بشناسید.
یکی دیگر از روشهای شناخت نیاز مشتری به کمک شبکههای اجتماعی، استفاده از نظرسنجی است. مثلا میتوانید در توئیتر یک پست نظرسنجی تهیه کنید و از کاربران بخواهید یکی از موارد را براساس علاقه و نیاز خود انتخاب کنند. در اینستاگرام هم از طریق استوری میتوانید نظرات کاربران را دریافت کنید. همچنین از کاربران بخواهید که نیازهای خودشان را در کامنتها به شما بگویند.
مثال قبل در مورد فروشگاه فرش را در نظر بگیرید. از کاربران در فضای مجازی بپرسید که دوست دارند رنگ غالب فرششان، چه رنگی باشد. با این کار اطلاعات زیادی از سلیقه و نیاز مشتریان پیدا میکنید.
یکی دیگر از فواید شبکههای اجتماعی این است که با دنبال کردن آنها میتوانید نیازهای جدید را زودتر از دیگران پیدا کنید. مثلا وقتی یکی از برندها تبلیغات انبوهی را در سطح شبکههای اجتماعی انجام میدهد، احتمالا مشتریان زیادی هم به دنبال خرید همین برند خواهند بود. پس اگر این برند در حوزه مربوط به شما فعالیت دارد، محصولاتش را موجود داشته باشید. در این صورت مشتریانی که به دنبال محصولات این برند هستند از شما خرید میکنند.
اکثر مردم وقتی به محصول یا خدماتی نیاز دارند آن را در گوگل جستجو میکنند. به همین دلیل موتورهای جستجو مثل گوگل به ما کمک میکنند که نیازهای مشتری را بشناسیم. اما سوال اصلی این است که چطور بفهمیم چه مواردی بیشتر در گوگل سرچ میشوند؟
برای این کار میتوانید از ابزارهایی مثل Keyword Planner، KWfinder یا Wordtracker استفاده کنید. پیشنهاد من استفاده از ابزار رایگان Wordtrackerاست. برای استفاده از این ابزار فقط باید وارد سایت آن شوید و کلمات مربوط به کسب و کارتان را جستجو کنید. بعد از این کار لیستی از کلمات مشابه که بیشترین جستجو را در گوگل داشتهاند، به شما نمایش داده میشود.
با بررسی این لیست اطلاعات خیلی خوبی را کسب میکنید. مثلا با وارد کردن کلمه مبل میبینیم که عبارتهای مبل تختخواب شو، مبل تخت شو و مبل تخت خواب شو جزو لیست عبارتهای پرجستجو هستند. در نتیجه اگر در زمینه فروش مبل فعالیت دارید، باید تنوع محصولاتتان در این مورد را بیشتر کنید. همچنین عبارتهای کاور مبل و روکش مبل هم جزو عبارتهای پرجستجو است. پس متوجه میشویم که مشتریان علاوهبر مبل، به روکش و کاور هم برای آن نیاز دارند.
علاوهبر اینها، ابزار گوگل ترند هم میتواند به پیدا کردن نیاز مشتریان کمک کند. ویژگی گوگل ترند این است که به کمک آن میتوانید علاقه مشتریان به دو یا چند محصول را بررسی کنید. مثلا در تصویر زیر میزان محبوبیت 5 برند پاوربانک را با گوگل ترند بررسی کردهایم. با توجه به نتایج نشان داده شده، پاوربانک شیائومی محبوبیت بیشتری نسبت به سایر برندها دارد. پس بهتر است بیشتر روی این برند تمرکز کنید و محصولات بیشتری از آن را موجود داشته باشید.
یک روش راحت برای پیدا کردن نیازهای مشتری این است که رقیبان خود را زیر نظر بگیرید. در ابتدا گفتیم که خیلی از فروشگاهها چون نیاز مشتری را پیدا کردهاند، به همین دلیل مشتری زیادی هم دارند. شما هم میتوانید نیازهای مشتریان را از طریق این فروشگاهها پیدا کنید. رقبای بزرگ شما زمان زیادی را برای پیدا کردن نیازهای مشتری صرف کردهاند. حالا شما میتوانید از تجربیات و تحقیقات رقبایتان استفاده کنید و نیازهای مشتری را بشناسید.
برای این کار میتوانید از شبکههای اجتماعی شروع کنید. پیج فروشگاههای رقیب را دنبال کنید و از روی پستها، کامنتها و لایکهای آنها نیاز مردم را پیدا کنید. مثلا مدتی قبل که به دنبال عینک آفتابی بودم، متوجه شدم که یک نوع عینک خاص در اکثر پیجها به فروش میرسد. بعد که کامنتها را خواندم، متوجه شدم که یکی از سلبریتیها از این عینک استفاده میکند. همین موضوع باعث شده بود که خیلی از مشتریان به دنبال این مدل از عینک باشند.
به این ترتیب با رصد کردن رقبا در شبکههای اجتماعی میتوانید محصولات موردنیاز مشتریان را به راحتی پیدا کنید. یک راه دیگر، بررسی سایت فروشگاهی رقبا است. در بین محصولات مختلف فروشگاههای اینترنتی رقیب به دنبال پرفروشترینها باشید. معمولا کامنتهای کابران در صفحه محصولات پرطرفدارتر و پرفروش بیشتر از بقیه محصولات است. علاوهبر این خیلی از سایتها محصولات پرفروش خود را در صفحه اصلی به مشتریان نشان میدهند.
در این روش مستقیما از مشتری میپرسید که به چه چیزی نیاز دارد. به این ترتیب راحت و سریع نیاز مشتری را متوجه میشوید. این روش در فروشگاههای فیزیکی خیلی راحت است. چون مستقیما با مشتری در ارتباط هستید و میتوانید با او گفت و گو کنید. اما استفاده از این روش در فروشگاه اینترنتی کمی سخت است. به همین دلیل باید کاری کنید که مشتری با شما ارتباط برقرار کند.
برای این کار ابزارهای زیادی در اختیار شما قرار دارد. اگر فروشگاه اینترنتی شما در اینستاگرام است، از طریق دایرکت و کامنت میتوانید با مشتری در تماس باشید. اگر سایت اینترنتی دارید، چت آنلاین بهترین راه برای ارتباط با مشتری است. مطالعه مقاله «معرفی بهترین سرویسهای چت آنلاین» به شما کمک میکند تا یک سرویس خوب برای چت آنلاین انتخاب کنید.
گفت و گو با مشتری در فروشگاههای اینترنتی اهمیت زیادی دارد. وقتی مشتری به مغازهای میرود، خیلی راحت نیازهای خودش را به فروشنده میگوید. حتی اگر فروشنده محصول موردنیاز خریدار را نداشته باشد، سعی میکند آن را تهیه کند تا مشتریان دیگر را از دست ندهد. در فروشگاه اینترنتی اگر مشتری محصول موردنیازش را پیدا نکند، از سایت خارج میشود. شما هم نمیدانید که مشتری چرا خرید نکرده است و مشکل کارتان کجاست. اما اگر با مشتری ارتباط برقرار کنید، حداقل متوجه میشوید که چرا از شما خرید نکرده است.
تا این جا فهمیدیم که چطور نیازهای مشتریان را بشناسیم. حالا فقط لازم است بهترین روش را برای رفع این نیازها پیدا کنیم. این مرحله به مشتریان شما و نوع کسب و کارتان بستگی دارد. پس اطلاعات خودتان را در مورد محصولاتی که میفروشید افزایش دهید. این کار باعث میشود که راحتتر راههای رفع نیاز مشتری را پیدا کنید. در ادامه مواردی را میگوییم که در پیدا کردن و رفع نیاز مشتریان به شما میکنند.
وقتی شناخت کافی نسبت به مشتریان فروشگاه داشته باشید، متوجه میشوید که مشتریان شما چه نیازهایی دارند. در نتیجه سریعتر میتوانید نیازهای آنها را برطرف کنید. مثلا فرض کنید فروشگاه اینترنتی در زمینه فروش دوربین عکاسی دارید. برخی از مشتریان شما آتلیههای عکاسی هستند. این دسته از مشتریها علاوهبر دوربین، به تجهیزات آتلیه مثل وسایل نورپردازی هم احتیاج دارند. پس برای رفع نیاز این مشتریها، باید وسایل مختلفی که احتیاج دارند را موجود داشته باشید.
در اکثر موارد مشتری نمیتواند محصول مناسب برای رفع نیاز خود را پیدا کند. مثلا مشتری شما ممکن است به دنبال لپ تاپی برای کارهای گرافیکی باشد. اما نمیداند با بودجهای که دارد کدام لپ تاپ را بخرد. در این صورت شما به عنوان فروشنده باید محصول مناسب را به مشتری معرفی کنید. باید کالایی را به مشتری پیشنهاد دهید که تمام نیازهای او را برطرف کند.

البته فراموش نکنید که در برخی موارد لزومی ندارد روی پیشنهاد خودتان پافشاری کنید. مثلا مشتری به فروشگاه شما میآید و قصد دارد مدل خاصی را بخرد. شاید این مدل کاملا برای رفع نیازهای مشتری مناسب نباشد. در این صورت فقط اشاره کنید که ممکن است این محصول خیلی مناسب کار شما نباشد. اگر بیش از حد روی پیشنهاد محصول پافشاری کنید، ممکن است مشتری نسبت به شما بی اعتماد شود. برای ارتباط بهتر با مشتری پیشنهاد میکنم مقاله «با این چند تکنیک صحبت، مشتری از تو خرید میکند!» را مطالعه کنید.
اکثر فروشگاههای بزرگ خودشان یک نیاز را در مشتری ایجاد میکنند تا محصولاتشان را برای رفع این نیاز بفروشند. بسیاری از مشتریان موقع خرید این سوال در ذهنشان ایجاد میشود که آیا واقعا به این کالا نیاز دارم؟ همین شک و تردید باعث میشود که مشتری از خریدش صرف نظر کند. در چنین شرایطی باید کاری کنید که حس نیاز در مشتری ایجاد شود. وقتی مشتری احساس کند که به محصول شما نیاز دارد، بدون شک آن را خریداری میکند.
مثلا خیلی از مشتریانی که با پرتال تماس میگیرند هنوز در مورد ایجاد سایت مطمئن نیستند. اما وقتی در مورد مزایای ساخت سایت اینترنتی و ویژگیهای آن صحبت میکنیم، حس نیاز در مشتری ایجاد میشود. در واقع مشتری متوجه میشود که برای رشد کسب و کارش به سایت احتیاج دارد. به همین دلیل هم شک و تردیدش برای ساخت سایت اینترنتی از بین میرود.

همانطور که گفتیم نیازهای مشتری نسبت به نوع کسب و کار شما متفاوت است. اما بعضی از نیازها بین اکثر کسب و کارهای اینترنتی مشترک هستند. رفع این نیازها برای رقابت با فروشگاههای دیگر اهمیت زیادی دارد. وقتی مشتری محصول موردنیازش را در چند فروشگاه اینترنتی پیدا میکند، فاکتورهای زیر تاثیر زیادی در انتخاب یکی از این فروشگاهها دارد.
این موارد نیازهایی هستند که مشتری براساس آنها فروشگاهی را برای خرید محصول انتخاب میکند. به همین دلیل لازم است موارد گفته شده را در فروشگاه اینترنتی خودتان رعایت کنید. مثلا ممکن است مشتری به محصولی نیاز داشته باشد، اما نتواند به صورت نقدی آن را خریداری کند. در این شرایط مشتری احتیاج دارد کالا را قسطی بخرد. پس اگر شما امکان خرید قسطی را در فروشگاه فراهم کنید، این مشتری از شما خرید میکند.
]]>دوست محمد مدتی قبل از فروشگاه اینترنتی دیگری لباس خریده است و از خریدش هم راضی است. به همین دلیل به محمد پیشنهاد میکند که از همان فروشگاه لباس بخرد. به نظر شما، محمد داستان ما به تبلیغات شما بیشتر از دوستش اعتماد دارد؟ معمولا مشتریان به توصیههای اطرافیان بیشتر از تبلیغات فروشگاهها اهمیت میدهند. به همین دلیل باید کاری کنیم که مشتری، فروشگاه یا کالاهای ما را به دیگران پیشنهاد دهد.
وقتی یکی از مشتریان شما فروشگاهتان را به فرد دیگری معرفی میکند، در اصل برای شما تبلیغات کرده است. به این نوع از تبلیغات، بازاریابی دهان به دهان میگویند. معمولا مردم دوست دارند تجربه خریدشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. از طرف دیگر، دوستان و اطرافیان علاقه دارند که از تجربه خرید ما استفاده کنند. مثلا وقتی کفش جدیدی میخرید، احتمالا دوستانتان از شما میپرسند: “کفش را چند خریدی؟ از کجا خریدی؟ جنسش خوبه؟”

شما هم در جواب دوستانتان فروشگاهی که از آنجا خرید کردهاید را معرفی میکنید. به همین سادگی و بدون پرداخت هیچ هزینهای، فروشگاه شما به وسیله مشتریان تبلیغ میشود. اگر محصولات و خدمات شما برای مشتریان مناسب باشند، بازاریابی دهان به دهان تاثیر زیادی روی افزایش مشتری فروشگاهتان دارد. اما اگر مشتری از خریدش راضی نباشد، بازاریابی دهان به دهان نتیجه عکس دارد.
به بیان سادهتر وقتی مشتری از محصولات شما راضی نباشد به دیگران هم میگوید که از فروشگاه شما خرید نکنند. در صورتی که فروشگاهتان فروش خوبی ندارد، احتمالا به دلیل نظرات منفی است که کاربران در مورد شما میدهند. البته موارد دیگری هم هستند که باعث میشوند فروش شما کمتر شود. برای آشنایی بیشتر با دلایل کم بودن فروش فروشگاهتان حتما مقاله «چرا فروشمان چنگی به دل نمیزند؟» را مطالعه کنید.
فرض کنید یک مشتری به اسم مینا از فروشگاه شما روسری خریده است. وقتی اطرافیان مینا روسری جدید او را میبینند، در مورد فروشگاه و قیمت محصول از او سوال میکنند. حالا مینا فروشگاه شما را به 5 نفر معرفی کرده است. همین 5 نفر هم وقتی در جمع دوستان دیگر یا همکارانشان هستند، در مورد خرید مینا صحبت میکنند و به همین ترتیب هر کدام از این 5 نفر هم فروشگاه شما را تبلیغ میکنند. این چرخه تبلیغاتی همین طور ادامه دارد. در نتیجه بدون این که لازم باشد کاری انجام دهید، فروشگاهتان مدام تبلیغ میشود.
ناگفته نماند که تجربه بد مشتری از خرید هم تاثیر بسیار زیادی روی تخریب فروشگاه شما دارد. مثلا یک عطر از فروشگاهی خریدهاید و در جمع دوستان خود قیمت آن را میگویید. حالا فرض کنید در بین دوستان خود یک نفر بگوید که همین عطر را فروشگاه دیگری خیلی ارزانتر میدهد. همین یک جمله کافیست تا اعتبار فروشگاه شما از بین برود. در این صورت همه افراد حاضر در جمع و حتی مشتری شما، از فروشگاهتان با لقب گران فروش یاد میکنند.
در نتیجه، اصل مهم در بازاریابی دهان به دهان این است که محصولات با کیفیت را با قیمت مناسب به مشتری بفروشید. با این کار فروشگاه شما به تدریج در بین مردم شناخته میشود و حتی افرادی که از شما خرید هم نکردهاند، فروشگاه شما را معرفی میکنند. در کنار بازاریابی دهان به دهان باید از روشهای دیگری هم برای افزایش فروش استفاده کنید. در مطلب «چگونه سایت خود را بازاریابی کنیم؟» راههای دیگری را هم برای افزایش مشتری معرفی کردهایم.

مثلا چند وقت پیش به دنبال خرید یک قطعه برای ماشین بودم. وقتی برادرم متوجه شد، به من گفت: “شنیدم که مغازه فلانی جنساش رو خیلی ارزون میده”. طبق پیشنهاد برادرم به همان مغازه رفتم و در نهایت هم از آن جا خرید کردم. نکته جالب ماجرا این جاست که برادرم فروشگاهی را تبلیغ کرد که حتی از آن جا خرید هم نکرده بود. دلیلش این است که برادرم از چند نفر شنیده بود که این مغازه ارزانتر از جاهای دیگر است.
بازاریابی دهان به دهان احتمالا شما را یاد ضرب المثل یک کلاغ، چهل کلاغ میاندازد. بازاریابی دهان به دهان دقیقا به همین شکل است. یعنی اسم فروشگاه شما بین مردم پخش میشود و هر کسی هم آن را با برداشت خودش معرفی میکند. بزرگترین مشکل بازاریابی دهان به دهان این است که شما به عنوان صاحب کسب و کار، هیچ کنترلی روی آن ندارید.
به بیان سادهتر افرادی که از شما خرید نکردهاند، ممکن است طوری از شما از تعریف کنند که توقعات بیش از حدی در مشتریان ایجاد شود. مثلا فردی که کالایی را با قیمت مناسب از شما خریده است فروشگاهتان را به یک نفر دیگر معرفی میکند. آن فرد هم به یک نفر دیگر میگوید که فروشگاه شما کالاهایش را مفت میدهد.
وقتی نفر سوم این حرف را میشنود و وارد فروشگاه شما میشود، انتظار دارد که کالاهای مورد نیاز خود را با قیمت خیلی پایین بخرد. اما در واقعیت این طور نیست و فروشگاه شما آن چیزی نبوده که مشتری انتظار دارد. به همین دلیل این مشتری احتمالا از شما خرید نمیکند. در نهایت به این نکته هم توجه کنید که برای رشد کسب و کارتان باید ابزارهای دیگری هم استفاده کنید. در مقاله «چک لیست دیجیتال مارکتینگ» مواردی را به شما معرفی کردهایم که حتما باید در سایتتان رعایت کنید.

همانطور که گفتیم بازاریابی دهان به دهان از طریق تعامل و روابط بین مردم شکل میگیرد. در قدیم که ابزارهای ارتباطی پیشرفته و امروزی نبود، ارتباطات مردم فقط از طریق دیدن همدیگر شکل میگرفت. اما پیشرفت تکنولوژی و رشد اینترنت در بین مردم باعث شده است که ارتباطات مجازی هم شکل بگیرند. به همین دلیل بازاریابی دهان به دهان به دو نوع سنتی و مدرن تقسیم میشود.
روش سنتی در نتیجه ارتباطات مستقیم و فرد به فرد شکل میگیرد. مثالها و توضیحاتی که تا این جای مطلب گفتیم، همه در مورد بازاریابی دهان به دهان به روش سنتی بودند. در سالهای اخیر ارتباطات مستقیم جای خودشان را به ارتباطات مجازی دادهاند. مردم دیگر مثل سابق دور هم جمع نمیشوند و بیشتر از طریق تلفن و اینترنت با هم در تماس هستند. به همین دلیل تاثیر بازاریابی دهان به دهان به شیوه مدرن، مدام بیشتر میشود.
]]>از کجا میشه مشتری پیدا کرد؟
چرا هر کاری میکنم مشتری پیدا نمیشه؟
اگر همین الان یک کسب و کار دارید یا قصد دارید به زودی آن را راهاندازی کنید، احتمالا این سوالات در ذهن شما ایجاد شده است. پیدا کردن مشتری برای هر کسب و کاری خیلی چالش برانگیز است. اکثر مغازهدارها یا صاحبان کسب و کار به دنبال راهی برای پیدا کردن مشتری هستند.
بعضی از کسب و کارها تحت هر شرایطی مشتریان زیادی دارند. حتی اگر بازار در رکود هم باشد، این کسب و کارها سرشان شلوغ است و بدون مشتری نمیمانند. در این مطلب میخواهم راز این کسب و کارها را برای شما فاش کنم. در ادامه این مقاله یاد میگیرید که چطور مشتری پیدا کنید و درآمدتان را افزایش دهید.
پیدا کردن مشتری و تبدیل آن به خریدار برای بعضیها سختترین کار دنیاست، اما خیلیها هم هستند که به راحتی برای فروشگاهشان مشتری پیدا میکنند. چند تکنیک اساسی وجود دارد که با انجام آنها میتوانید برای کسب و کارتان مشتری پیدا کنید. در ادامه این تکنیکها را به شما معرفی کردهام:

احتمالا میپرسید اصلا بازار هدف یعنی چه و چرا باید روی آن تمرکز کنیم؟ خب بازار هدف به زبان ساده یعنی افرادی که جزو مشتریان بالقوه شما هستند. بگذارید یک مثال ساده بزنم. مثلا اگر مغازه سیسمونی و وسایل نوزاد دارید، قطعا یک مرد نمیتواند جزو مشتریان بالقوه شما باشد. شاید این مرد در آستانه پدر شدن باشد، اما فراموش نکنید که در نهایت مادر است که وسایل نوزاد را انتخاب میکند.
در چنین کسب و کاری مادران باردار مشتریان بالقوه شما هستند. یعنی مشتریانی هستند که قصد خرید وسایلی را دارند که شما آنها را عرضه میکند. برای این که مشتریان بالقوه خودتان را پیدا کنید باید پارامترهای اساسی کسب و کارتان را مشخص کنید. مثلا در مورد فروش وسایل نوزاد، بچههایی که به دنیا نیامدهاند تا کودکان 4 ساله پارامتر اصلی کسب و کار شما هستند. یا مثلا برای فروشگاه لوازم التحریر، افراد 7 تا 22 سال که دانش آموزان و دانشجویان هستند، پارامتر اصلی محسوب میشود.
بعد از شناسایی پارامتر اصلی، باید چند معیار دیگر مثل جنسیت، جغرافیا، تحصیلات یا سایر موارد را هم در نظر بگیرید. با کنار هم قرار دادن این موارد میتوانید جمعیتی را پیدا کنید که مشتریان بالقوه شما هستند.
مشتری بالقوه به زبان ساده افرادی هستند که به محصولات یا خدمات شما نیاز دارند، اما هنوز از شما خرید نکردهاند. قدم اول این است که مشتریان بالقوه را به مشتری بالفعل تبدیل کنیم. مشتری بالفعل همان مشتری بالقوه است که یکبار از شما خریده کرده. همین مشتری اگر برای دفعات بعد هم از شما خرید کند به مشتری دائم و وفادار شما تبدیل میشود.

حالا که مشتریان بالقوه و دست به نقد خودتان را شناختید، باید تمام تمرکزتان را روی آنها قرار دهید. برای تبدیل مشتری بالقوه به مشتری بالفعل چند روش وجود دارد:
به جز این موارد روشهای دیگری هم برای جذب مشتریان بالقوه وجود دارد که میتوانید در مورد آنها تحقیق کنید.
تبلیغات، سریعترین و راحتترین راه برای پیدا کردن مشتری است. تبلیغ کردن باعث میشود که مشتری شما را پیدا کند و لازم نباشد که خیلی دنبال آنها بگردید. حالا احتمالا میپرسید که چطور تبلیغ کنم؟ یا این که میگویید من تبلیغات کردم اما باز هم مشتری پیدا نشد.
خب اولین نکته در تبلیغات کسب و کار این است که تبلیغ باید هدفمند باشد. یعنی چه؟ یعنی این که جایی و به شکلی تبلیغ کنید که بیشترین تاثیر را داشته باشد و مشتریان زیادی جذب شوند. برای این کار اول از همه باید همان طور که در قسمت قبل گفتم مشتریان خودتان را بشناسید. بعد از آن باید بدانید که مشتریان شما در چه جاهایی بیشتر حضور دارند.

حالا که این موارد را فهمیدید، باید مناسبترین روش تبلیغ در آن مکان که برای مشتریان شما جذاب هم باشد را انتخاب کنید. قبل از این کار لازم است انواع تبلیغات را بشناسید. در مقاله «یک تبلیغ خوب و تاثیرگذار فروشتان را چند برابر میکند» انواع روشهای تبلیغ کسب و کار، محصول و خدمات را توضیح دادیم. کافیست این مقاله را با دقت بخوانید تا بتوانید بهترین تبلیغ را برای کسب و کارتان انجام دهید.
اگر به دنبال یک روش تاثیرگذار و پربازده برای پیدا کردن مشتری میگردید، باید از این روش استفاده کنید. اگر کیفیت محصولات و خدماتتان عالی باشد، مشتریان فعلی برای شما مشتریان جدیدی را پیدا میکنند. به این ترتیب بدون هیچ زحمت و هزینهای مشتری جدید برای کسب و کارتان پیدا میکنید.
احتمالا میپرسید چطور چنین چیزی ممکن است؟ مشتری راضی، قطعا کسب و کار شما را به اطرافیان و دوستان خودش معرفی میکند. مردم معمولا حرف اطرافیانشان در مورد یک کسب و کار را خیلی قبول دارند. به همین دلیل این روش تاثیرش خیلی بیشتر از سایر روشهای جذب مشتری است.
به این روش تبلیغات دهان به دهان هم گفته میشود. برای پیدا کردن مشتری با این روش فقط کافیست که بالاتر از حد انتظار مشتری عمل کنید. مثلا بسته بندی زیبا و شیک، یک هدیه کوچک مثل دست نوشته در بسته بندی محصول یا حتی یک کوپن تخفیف ساده میتواند مشتریان زیادی را برای شما جذب کند. در مقاله «راههای جذب مشتری با تبلیغات دهان به دهان» بیشتر در مورد این روش و تکنیکهای آن توضیح دادهایم. حتما این مقاله را مطالعه کنید.
باید قبول کنیم که مشتریان یک کسب و کار فیزیکی محدود هستند. مثلا مشتریان یک سوپرمارکتی فقط از محلهای هستند که مغازه در آن قرار دارد. این مغازه هرچقدر هم تبلیغ کند باز هم تا یک میزان محدودی میتواند مشتری پیدا کند. حالا چاره این مشکل کجاست؟ کلید حل این مشکل، دسترسی به منبع نامحدود مشتری است.

این منبع نامحدود مشتری، اینترنت و فضای مجازی است. اگر در اینترنت باشید و از طریق فروشگاه آنلاین فعالیت کنید، همه مردم ایران و حتی خارج از ایران هم میتوانند شما را ببینند. یعنی ممکن است میلیونها نفر از کسب و کار یا فروشگاه شما بازدید کنند و از بین آنها قطعا صدها یا هزاران مشتری پیدا میکنید.
حالا بهتر است در این مورد صحبت کنیم که اصلا چطور محصول یا خدماتم را در اینترنت بفروشم؟ برای این کار اول از همه به یک محیطی نیاز دارید که بتوانید محصولاتتان را در آن نمایش دهید. این محیط در ایران معمولا سایت فروشگاهی یا اینستاگرام است. سایت اینترنتی و اینستاگرام هرکدام مزایا و معایبی دارند.
به طور کلی چون فرآیند خرید و پرداخت هزینه سفارش در سایت اینترنتی راحتتر است، پیشنهاد میشود که سایت فروشگاهی راهاندازی کنید. از طرف دیگر مشتریان معمولا راحتتر به سایت فروشگاه اطمینان میکنند. اگر همچنان بین سایت یا اینستاگرام مردد هستید، پیشنهاد میکنم مقاله «سایت یا اینستاگرام؟ کدامیک برای کسبوکارها مناسبتر است؟» را مطالعه کنید.
حالا که یک رسانه را برای شروع کسب و کارتان در اینترنت انتخاب کردید، باید خودتان و محصولات یا خدماتتان را در آن معرفی کنید. انجام این کار در اینستاگرام خیلی سخت نیست. فقط لازم است یک پیج بسازید و تولید محتوا کنید.
اگر میخواهید سایت اینترنتی داشته باشید، کار شما کمی سخت میشود. البته اصلا نگران نباشید چون فروشگاه ساز پرتال یک روش ساده و سریع برای طراحی سایت به شما ارائه میکند. حالا این پرتال چیست و اصلا چه کار میکند؟ پرتال یک سرویس طراحی سایت است که با آن میتوانید بدون نیاز به کدنویسی و دانش فنی دیگری، سایت فروشگاهی بسازید و محصولاتتان را در آن بفروشید.
ساخت سایت اینترنتی با پرتال بسیار ساده و سریع است و هزینه کمی هم دارد. ابتدا به صفحه قالبهای سایت بروید و از بین بیشتر از 50 قالب آماده، یکی را برای فروشگاهتان انتخاب کنید. بعد از آن با وارد کردن مشخصات خودتان در سایت ثبت نام کنید و به همین راحتی یک سایت آماده و کامل به شما داده میشود. پرتال 7 روز تست رایگان دارد. در نتیجه بدون پرداخت هزینه میتوانید یک سایت بسازید و از آن استفاده کنید.
بعد از انجام این کارها بهتر است ویدیوهای آموزشی پرتال را که در پنل کاربری سایت قرار دارد مشاهده کنید. با دیدن این ویدیوها نحوه کار با پنل سایت ساز پرتال را یاد میگیرید. حالا به راحتی میتوانید سایت آمادهای که به شما داده شده است را مطابق سلیقه خودتان تغییر دهید. بعد از آن هم فقط باید محصولات را وارد سایت کنید و تنظیمات دیگر مثل چت آنلاین و درگاه پرداخت را انجام دهید.

در کمتر از یک هفته سایت شما آماده میشود و میتوانید با خرید یکی از پکیجهای فروشگاهی پرتال، کسب درآمد از اینترنت را شروع کنید. راهاندازی سایت فروشگاهی با پرتال هزینه خیلی زیادی برای شما ندارد. پرتال چند پکیج مختلف برای ساخت سایت در نظر گرفته است. هر کدام از این پکیجها امکانات مختلفی دارند که با توجه به شرایط خودتان میتوانید یکی از آنها را خریداری کنید. پیشنهاد میکنم هزینه ساخت سایت را در صفحه تعرفه طراحی سایت پرتال ببینید و با بقیه شرکتها مقایسه کنید.
مشتریان همیشه دوست دارند محصولات موردنظر خودشان را با کمترین قیمت بخرند. به همین دلیل از جشنوارههای فروش و تخفیفهای ویژه استقبال زیادی میشود. پس نتیجه میگیریم که راهاندازی جشنواره فروش ویژه و عرضه محصولات با تخفیفهای خوب میتواند مشتریهای زیادی را به سمت فروشگاه شما بکشاند.
برای پیدا کردن مشتری از این روش باید اصولی عمل کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید. یعنی چه؟ مثلا یک مورد مهم این است که برای تخفیف دادن دلیل داشته باشید. مثلا تخفیف به مناسبت عید نوروز یا تخفیف شب یلدا. مورد بعدی این است که زمان تخفیف محدود و نسبتا کوتاه باشد. این کار عجله را در مشتری ایجاد میکند و به همین دلیل هم سریع و بدون فکر کردن خریدش را انجام میدهد.

مورد بعدی این است که تخفیف و فروش ویژه را به شکل جذابی به مشتری نشان دهید. مثلا یک راه ساده این است که قیمت قبل از تخفیف اجناس را خط بزنید و قیمت جدید را بنویسید. این کار باعث میشود که مشتری بداند چقدر در خریدش سود میکند. نکات دیگری هم هست که باید در زمان تخفیف گذاری روی محصولات رعایت کنید، این موارد را در مقاله «12 ایدۀ تخفیف گذاری برای افزایش فروش» توضیح دادهایم.
رویدادها، همایشها، نمایشگاهها و سمینارهای تخصصی یک مکان عالی برای پیدا کردن مشتری هستند. معمولا مشتریان بالقوه زیادی در این مراسمها و مکان برگزاری حضور دارند که میتوانید کسب و کار خودتان را به آنها تبلیغ کنید. البته این روشها مثل قبل کارآیی ندارند، اما هنوز هم میتوان به کمکشان مشتری پیدا کرد.
به عنوان نمونه اگر کسب و کار شما در حوزه مبلمان است، میتوانید در نمایشگاههای تخصصی حوزه دکوراسیون شرکت کنید. معمولا اکثر افرادی که به این نمایشگاهها میآیند افرادی هستند که قصد خرید محصول دارند و میتوانید مشتریان زیادی را در آنجا پیدا کنید.
یا مثلا اگر کسب و کارتان در حوزه تجهیزات پزشکی است، با شرکت در سمینارهای پزشکی میتوانید با پزشکان بیشتری که مشتری شما هستند آشنا شوید و محصولات خودتان را به آنها معرفی کنید.

راههای ارتباطی مختلف همیشه گزینه مناسبی برای جذب مشتری هستند. تماس تلفنی، اس ام اس یا ایمیل به شما در پیدا کردن مشتری کمک میکنند. حالا احتمالا به این فکر میکنید که چطور با ایمیل و پیامک بازاریابی کنید؟
برای ارسال ایمیل به صورت انبوه ابتدا باید یک سرویس ایمیل مارکتینگ تهیه کنید. بعد از آن هم نیاز به یک لیست ایمیل دارید. لیست ایمیل در واقع تعداد زیادی ایمیل از کسانی است که مشتری بالقوه شما هستند. با سرویسهای ایمیلی میتوانید خیلی راحت و سریع یک ایمیل تهیه کنید و آن را برای هزاران نفر بفرستید. در مقاله «ایمیل مارکتینگ چیست؟ کدام سرویس مناسب است؟» بیشتر در مورد ایمیل مارکتینگ و تکنیکهای آن توضیح دادهایم.
در مورد بازاریابی پیامکی هم به یک سرویس ارسال انبوه اس ام اس احتیاج دارید. وقتی یک پنل پیامکی از این سرویسها خریداری کنید، به وسیله آن میتوانید به تعداد مورد نظر خودتان مثلا 10 هزار پیامک را برای افراد مختلف بفرستید. یکی از ویژگیهای این روش امکان فیلتر کردن مخاطبان است. مثلا میتوانید فقط به خانمها پیامک بدهید یا اس ام اس فقط برای افرادی که در شهر شما هستند ارسال شود. در مورد این روش هم به صورت کامل در مقاله «بازاریابی فروشگاه اینترنتی با ارسال پیامک تبلیغاتی» توضیح دادهایم.

در این مقاله سعی کردیم بهترین روشها برای پیدا کردن مشتری را به شما معرفی کنیم. همچنین توضیحات مفیدی هم در مورد هر روش دادیم که حتما به دردتان میخورد. در پایان میخواهم راز بزرگ فروشندههای موفق و پردرآمد را به شما بگویم. راز بزرگ این است که فروشنده موفق هرجایی که مشتری باشد حضور دارد. الان خیلی از مشتریها در اینترنت هستند و آنلاین خرید میکنند. پس حتما باید در اینترنت حضور داشته باشید و از آنجا مشتری پیدا کنید. با این کار درآمدتان چند برابر میشود.
]]>اما خب چطور میتوانیم به این بازار دسترسی پیدا کنیم؟ با سئو اینستاگرام! در این مقاله به شما توضیح میدهم که چطور با سئو کردن پیج اینستاگرامتان، تعداد زیادی مخاطب جذب کرده و درآمد آنلاینتان را افزایش بدهید. با من همراه باشید.
ببینید، کلمه سئو یا SEO در واقع یک کلمه تخصصی در دنیای بازاریابی اینترنتی است. این کلمه به بهینه کردن سایت برای نمایش در موتورهای جستجویی مثل گوگل اشاره دارد. در مقاله «سئو چیست؟» بیشتر در این مورد توضیح دادهایم.
اما خب در زبان عامیانه کلمه سئو اینستاگرام، به سری فعالیتهایی اشاره دارد که باعث میشود پیج اینستاگرامی شما کاربران بیشتری جذب کرده و رشد کند.
البته خیلی از کاربران هم وقتی کلمه سئو اینستاگرام را به زبان میآورند، منظورشان بهینه کردن پیج برای نمایش در نتایج جستجو خود این شبکه اجتماعی یا حتی گوگل است! در مورد این 2 موضوع هم در این مقاله صحبت میکنم. دقت کنید که سئو اینستاگرام نیاز به تولید محتوا دارد. یعنی حتما باید محتواهای جذابی تولید کنید تا این روشها تاثیر کامل خودشان را بگذارند. در مقاله «چک لیست کامل تولید محتوای سایت و اینستاگرام» به شما گفتیم که چه نکاتی را در تولید محتوا رعایت کنید.
راهکارهایی که در ادامه و این بخش مقاله به شما توضیح میدهم، هم باعث رشد پیج و افزایش فالوور آن شده و هم باعث میشود در نتایج جستجو خود اینستاگرام بهتر دیده شوید. به سراغ اولین راهکار برویم:
اولین قدم برای سئو کردن پیج اینستاگرام، بهینه کردن پروفایل است. برای شروع، این اقدامات را انجام بدهید:
یکی از رایجترین اشتباهاتی که خیلی از مخاطبان تازهکار در حین فعالیت در اینستاگرام انجام میدهند، خصوصی کردن اکانتشان است! متاسفانه در این شرایط عملا پستهای اکانت شما نه در اکسپلور دیده میشود و نه در هشتگها! بنابراین اول از همه مطمئن شوید که حسابتان Private یا خصوصی نیست.
قدم بعدی، این است که یک عکس پروفایل جذاب برای حسابتان انتخاب کنید. این عکس در آینده قرار است یکی از چیزهایی باشد که مخاطبان با دیدنش، به فالو کردن اکانت شما ترغیب میشوند. بنابراین به جای عکسهای بیکیفیت، یک عکس با تصویری بسیار جذاب قرار بدهید. ترجیحا یک لوگو با رنگبندی چشمنواز.
اگر شرکت یا فروشگاه اینترنتی هستید بهتر است از لوگو خودتان در پروفایل استفاده کنید. این طوری مشتریان بیشتر به شما اعتماد میکنند. اگر میخواهید لوگو رایگان و جذابی برای کسب و کارتان داشته باشید، پیشنهاد میکنم مقاله «طراحی لوگو رایگان برای سایت و اینستاگرام» را مطالعه کنید.
منظور از نام کاربری، Username است. تنها خاصیتی که نام کاربری اکانت روی سئو اینستاگرام دارد، این است که در صورت رند بودن، مخاطبان آن را به یاد سپرده و میتوانند به کمکش سریعا دوباره نامتان را جستجو کرده و به اکانتتان وارد شوند. با توجه به این، تا جایی که ممکن است یک نام تککلمهای برای حساب پیدا کنید. البته با توجه به اینکه اغلب نامهای کاربری در اینستاگرام از قبل گرفته شده، احتمالا در نهایت مجبورید از علامتهایی مثل نقطه یا خط فاصله استفاده کنید.
نکته: در صورتی که نام کاربری شما با کلمه کلیدی اصلی کسب و کارتان یکی باشد، کمی در نتایج جستجو اینستاگرام ممکن است بهتر دیده شوید.
نام اکانت آن متن کوتاهی است که دقیقا پایین عکس پروفایل قرار میگیرد. (با Username اشتباه نگیرید.) نامی که روی اکانت قرار میدهید اهمیت بسیار زیادی دارد چون وقتی کاربران کلمهای را جستجو میکنند، اینستاگرام پیجهایی که کلمه مشابه را در بخش نامشان دارد، به آنها نشان میدهد.

مثلا الان نام اکانت اینستاگرام ما “سایت ساز و فروشگاه ساز پرتال” است. در ادامه اگر کاربران کلماتی مثل سایت ساز، فروشگاه ساز و پرتال را در اینستاگرام جستجو کنند، پیج ما یکی از پیجهایی است که به شما نمایش داده میشود.
بیو هم در کنار عکس پروفایل، یکی از فاکتورهایی است که روی تصمیم کاربران برای فالو کردن و نکردن اکانت تاثیر دارد. البته تاثیر بیو بسیار بیشتر از دیگر فاکتورهاست. با توجه به این، متنی در آن بنویسید که در جملاتی کوتاه، به مخاطبان بفهماند در صورت فالو کردن اکانت شما چه مزیتی شامل حالشان میشود. علاوه بر این، برای سئو اینستاگرام و دیده شدن اکانتتان در نتایج جستجو این شبکه اجتماعی، چند تا از کلمات کلیدی اصلیتان را هم در این جمله قرار بدهید.
]]>در آخر با ورود به بخش تنظیمات اینستاگرام، حسابتان را از یک حساب عادی به حساب بیزینسی تغییر بدهید. راستش تا الان تحقیقات خاصی انجام نشده که نشان بدهد پیجهای بیزینسی بیشتر از پیجهای عادی دیده میشود. اما خب با توجه به اینکه اینستاگرام به پیجهای بیزینسی اطلاعاتی در مورد رفتار کاربران و… میدهد، حین بازاریابی اینستاگرام اصولا در همان ابتدا حساب را به حساب بیزینسی تغییر میدهیم.
بایو اینستاگرام اهمیت بسیار زیادی دارد و حتی میتوان گفت که مهمترین بخش پیج شماست. پس باید یک بایو جذاب و عالی داشته باشید. در مقاله «نکته برای داشتن بایو اینستاگرام حرفهای» به طور کامل در مورد نحوه تهیه یک بایو تاثیرگذار را توضیح دادهایم.
روش هایی که برای مساله المنتور و کاهش سرعت سایت استفاده می شوند را در این مقاله با هم مرور می کنیم. اگر با مشکل کندی سرعت المنتور مواجه هستید، می توانید با استفاده از اندازه گیری سرعت سایت با Gtmetrix و راهکارهای زیر، به افزایش سرعت المنتور کمک کنید.
نسخه پایین PHP هاستیکی از دلایل کاهش سرعت المنتور نسخه پایین PHP هاست شما است.
راهکار: ارتقاء هاست به نسخه PHP 7.4در طراحی سایت با المنتور به عنوان اولین گزینه بهتر است از یک میزبانی هاست قدرتمند استفاده کنید. برای انتخاب هاست مناسب راهنمای خرید هاست را بخوانید زیرا انتخاب هاست با سرعت بالا تاثیر زیادی در سرعت سایت شما دارد. ارتقاء نسخه PHP سایت از ورژن 7.2 به 7.3 باعث افزایش 10% سرعت سایت شما می شود. یکی از راه های رفع کند بودن سایت وردپرس این است که اگر نسخه PHP هاست تان پایین است حتما آن را به آخرین نسخه PHP 7.4 ارتقاء دهید این کار به بالا بردن سرعت المنتور شما کمک می کند.
وجود فایل های JS و CCS زیادکدهای JS و CSS سربار زیادی به سایت شما اضافه می کنند.
راهکار: حذف JS و css المنتورالمنتور، فایل های JS و CSS اضافی را به سایت شما اضافه می کند که حذف این کدهای اضافه به افزایش سرعت سایت المنتوری کمک می کند. اگر بخواهید این فایل های اضافی را مدیریت و حذف کنید با استفاده از ابزار جی تی متریکس فایل های JS و CSS با حجم بالا را شناسایی کنید. آموزش جی تی متریکس به شما نکاتی را برای بهبود سرعت سایت تان می دهد.
تکنیک هایی برای کوچک کردن این فایل ها وجود دارد که یکی از آنها ادغام کردن چند فایل در یک فایل است و دیگری حذف فضاهای غیر ضروری در کدها است. با استفاده از تنظیمات پلاگین هایی مانند افزونه WP-Rocket و Asset CleanUp می توانید این css و JS های اضافی را بهینه یا حذف کنید. اگر پیکربندی افزونه را صحیح انجام بدهید این کار به درستی انجام می شود. برای پیکربندی صحیح افزونه راکت و حذف JS و CSS اضافی آموزش افزونه راکت را ببینید.
افزونه های جانبی المنتورهمانطور که می دانید المنتور افزونه های جانبی زیادی دارد که می توانند سرعت بارگذاری این صفحه ساز را کاهش دهند.
حذف افزودنی های جانبی اضافی المنتوراگر بخواهید المان های بیشتری به المنتور خود اضافه کنید باید از افزودنی های جانبی آن استفاده کنید. بعضی مواقع افزودنی های جانبی المنتور سرعت این ویرایشگر را کاهش داده و استفاده حداقلی از این افزودنی ها باعث افزایش سرعت سایت المنتوری می شود. این افزونه ها المان های زیادی به سایت المنتور شما اضافه می کنند اما بهتر است این دو افزودنی را با همدیگر استفاده نکنید زیرا ممکن است مانع لود شدن ابزارک های المنتور شوند. البته باید تست کنید چون ممکن است نصب همزمان چند افزودنی مشکلی برای افزایش سرعت المنتور به وجود نیاورد.
اگر در نهایت نیاز به این افزودنی ها دارید می توانید از آنها استفاده کنید ولی با روش های بهینه سازی سرعت سایت خود را بهبود بدهید. بعضی از افزونه های جانبی ویجت هایی را به المنتور شما اضافه می کنند. اگر مجبور به استفاده از این افزونه ها هستید، بهتر است بعضی از تنظیمات غیر ضروری آنها مانند ویجت های غیر استفاده را حذف کنید.
تنظیمات اضافی و غیرکاربردی افزونه های نصب شدهافزونه های نصب شده ویژگی های غیرضروری دارند که به صورت پیش فرض فعال هستند و سایت شما را سنگین می کند.
استفاده از پلاگین ها با طراحی مدولارافزونه هایی که دارای طراحی مدولار هستند این امکان را فراهم می کنند که بتوانید بخشی از تنظیمات و ویژگی های غیرقابل استفاده افزونه را غیر فعال کنید. برخی از افزونه ها مانند Ultimate Addons مدولار هستند. دقت کنید که در حالت پیش فرض ویژگی ها فعال هستند و باید از طریق تنظیمات، هر کدام را که نیاز ندارید غیر فعال کنید. توجه کنید پلاگینی مانند JetEngine مدولار نیست.
محدودیت منابع هاستمنابع هاست ناکافی سایت شما را دچار کندی سرعت می کند.
ارتقاء منابع و استفاده از میزبانی ابریمحدودیت منابعی مانند سرور، حافظه و پهنای باند بر سرعت سایت المنتوری تاثیر دارند. هاست اشتراکی یا رایگان باعث کندی سرعت المنتور هستند. اگر ویرایشگر المنتور شما کند است ممکن است به دلیل مصرف بیش از حد CPU شما است که می تواند به دلیل استفاده بیش از حد از افزونه ها یا کمبود متابع سرور باشد. منابع خود را ارتقاء دهید، محدودیت هاست خود را برطرف کنید و از میزبانی ابری استفاده کنید.
استفاده بیش از حد از ویجت های المنتورویجت های المنتور کدهای اضافی به این صفحه ساز اضافه می کنند این مساله باعث کاهش سرعت سایت المنتوری می شود.
از ویجت ها یا ستون های المنتور کمتر استفاده کنید.از ویجت ها و ستون های المنتور کمتر استفاده کنید این کار باعث می شود کد کمتری تولید شود.
طراحی هدر و فوتر با المنتور با قالب المنتورطراحی هدر با استفاده از قالب المنتور، کدهای سنگین را به سایت شما اضافه می کند.
سربرگ، پاورقی و سایدبار را با کدنویسی ایجاد کنید.بهتر است برای ایجاد هدر و منو و پاورقی از کدهای css استفاده کنید و کدهای سنگین المنتور را به کار نبرید. این مساله باعث می شود که سایت شما سریع تر لود شود و امتیازات Core Web Vital آن در جی تی متریکس بالاتر برود. حتی اگر صفحات خود را با المنتور طراحی کنید، می توانید طراحی این بخش ها را با کدنویسی انجام دهید.
استفاده از قالب های سنگینقالب های سنگین باعث سرعت پایین سایت المنتوری می شوند.
از پوسته سلام المنتور استفاده کنید.اگر برای استفاده از المنتور اصرار دارید و برنامه ریزی کرده اید بهتر است از پوسته Hello Elementor استفاده کنید که سریع ترین پوسته برای المنتور است زیرا همه ویژگی های غیر ضروری المنتور را حذف می کند. از پوسته های سبک و با کیفیت دیگر می توان به پوسته آسترا، Neve و GeneratePress اشاره کرد. سایر قالب ها را می توانید در قالب های رایگان المنتور ببینید.
